یک تکه ازبهشت جامانده برزمین ........بانام انجدان باخلق نازنین

بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی  و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ  ما را تا میان آید همی

ای بخارا شاد باش و دیر زی میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی

رودکی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

مرحوم آیت اله العظمی آشیخ غلامرضا محمدی انجدانی(ره)

11 بهمن ماه مصادف است با سی و هفتمین سالروز رحلت آيت الله العظمی آقا شيخ غلامرضا محمدي(نجفی) انجداني .ایشان درسال1317هجری قمری درانجدان متولدگردیدندوجهت تحصیل به حوزه علمیه اراک آمدندوحدود5سال درمحضرحضرت آیت اله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) موسس حوزه علمیه قم کسب فیض نمودندوبه همراه آیت اله گلپایگانی (ره)وآیت اله اراکی (ره)وحضرت امام خمینی(ره)رهسپارقم گردیدندومدت5سال درحوزه علمیه قم ومدتی درمشهدمقدس وسپس به حوزه علمیه نجف عزیمت نمودندودرنجف اشرف نزدآیات عظام حاج سیدابوالحسن اصفهانی ومیرزای نائینی وآقاضیاء الدین عراقی کسب فیض نموده ودرسال 1312هجری شمسی با صبیه  حاج شیخ محسن علاءالمحدثین ازمجتهدین بنام آن زمان ازدواج نموده ودارای اجازات عدیده اجتهادازمراجع بزرگ ازجمله حضرت آیت اله العظمی حاج سیدمحسن حکیم(ره)میگردد.پس از مراجعت به ایران حدود30سال مدرس حوزه علمیه اراک درمدارس امام خمینی(ره)«سپهداری سابق» وآقاضیاءالدین بودندوبزرگان کثیری ازمحضرشان کسب فیض نمودند.ایشان در11صفر1397ه ق پس ازعمری تحصیل وتدریس علوم اسلامی درسن80سالگی دارفانی راوداع نمودندودرجوارمرقدآقانورالدین حسینی عراقی(رضوان اله تعالی علیه) به خاک سپرده شدند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

بانو فهیمه محبی انجدانی اسوه ای برای همت مضاعف

مطلب زیر به بهانه چهارم بهمن چهارمین سالگرد درگذشت بانوی فرهیخته ونیکوکار سرکار خانم فهیمه محبی انجدانی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه درج شده است.


پدید آورنده : غلامرضا گلی زواره


*فهیم و فداکار

زنان مسلمان ضمن انجام مسئولیت های خطیر از جمله پرورش فرزندانی فرزانه و فداکار و تأمین آرامش و نشاط روانی منزل، در عرصه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی و علمی فعالیت مستمر داشته اند، حتی در مقاطعی، در این مسیر شایستگی های قابل تحسینی از خود بروز داده اند. آنان در میادین دفاع از حریم دیانت و ارزش های مذهبی، پرچم دار نبرد حق علیه باطل بوده اند.

کم نیستند بانوانی که در طریق خودسازی و وارستگی، کارنامه ی درخشانی را از خود به یادگار نهاده اند. دست یافتن آنان به کمالات معنوی و رسیدن به مدارج عالی اخلاقی، بیانگر لیاقت های فوق العاده ی ایشان در طریق فضل و فضلیت است. یکی از این بانوان، خانم «فهیمه محبی» است که به راستی اسوه ی شکیبایی، مقاومت، همت و مهربانی بود؛ بانویی با رفتارهای شایسته و سخن هایی از سر سوز و درد. اگر چه تبسمی زودگذر بر لبانش نقش می بست و این ویژگی در سیمایش نیز نمادی داشت ولی گویا حزنی جانکاه و غمی فرساینده در اعماق دلش لانه کرده بود و روح و روانش را آزرده می ساخت. با وجود این ابرهای تیره و تار که آسمان ذهنش را هر از گاهی مکدر می ساخت، لحن شیرین آمیخته به مهری مادرانه از زبانش نمی افتاد. هر کجا بود و در هر محفل و مجلسی، ساده زیستی و زهد را در اذهان تداعی می کرد. صبوری، امیدواری و امیدآفرینی در سیره و سخنش موج می زد.

اگر چه این بانو تحصیلات زیادی نداشت و صرفا تا کلاس ششم ابتدایی درس خوانده بود ولی چشمه ای بود که جوی بارهای با طراوتش، فرزانگان، محققان و اهل قلم را از صفای خود بهره مند می ساخت. انسان خودساخته و خوش نیتی بود که با پشتوانه ای از ایثار و همتی عالی، دائره المعارفی وزین و ارزش مند را در پیشِ دیدِ جست وجوگران معارف علوی قرار داد.1 آری سخن از زنی است که لحظه لحظه ی زندگیش سرشار از درس های آموزنده و تلاش برای رسیدن به هدفی متعالی بود و به راستی چه نام با مسمایی داشت! هم به درستی می فهمید و توان فکری و فیزیکی خود را در راه ارتقای معرفت و فرهنگ جامعه به کار می برد و هم عواطف پاک و سرشار خود را نثار رزمندگان، رنج دیدگان و جویندگان دانش و پژوهش می نمود.

*گذر از گدار زندگی

ما محبی ز محبان داریم آسمانی پر مه تابان داریم

فهیمه محبی انجدانی در سال 1309 ش و در ایامی که رژیم رضاخان اختناقی شدید بر ایران حاکم ساخته و برای زنان و دختران، تنگناهای آزاردهنده ای به وجود آورده بود، دیده به جهان گشود. پدرش که از قضات خوش نام دادگستری بود، از وضع آشفته ی دوران پهلوی نفرت داشت و بارها نارضایتی خود را در این باره آشکار ساخته بود. مادرش بانویی مؤمن و خداشناس بود و می کوشید در آن روزگاران تیره و تار، آسمانی صفت باشد و ارزش های دین را درباره ی حجاب و عفاف پاس داری کند.

فهیمه در ایام کودکی و نوجوانی، از شهد شیرین پارسایی و پاکی چنین خانواده ای بهره ها برد. بعد از پشت سر گذاشتن سنین نوجوانی و قدم نهادن به بهار زندگی یعنی جوانی، به عقد ازدواج پسر عمویش «رضا محبی» درآمد؛ همان انسان ستوده خصالی که شغل خلبانی و سیر و سیاحت در آسمان ها را برای خود برگزیده بود و موفق گردید هوانیروز ایران را بنیان گذاری کند. رضا محبی نمونه ای از انسانیت و کرامت های عالی بود و در تربیت فرزندان، به برکت جرعه نوشی از چشمه ی فضلیت و مکارم انسانی، اهتمام، دقت و نظارتی ویژه داشت، خانم محبی بارها بر حسب مقتضیات به مناسبت هایی که پیش می آمد از همسر خود به عنوان اسوه ای شایسته برای خودش نام می برد.2 اصولا خاطره ی گذشته، در ذهن و زبان این بانو همواره زنده و جاری بود. گذشته ای پر بار داشت که چراغ راه آینده اش بود. نمادهایی از حیات اخلاقی پدر و شویش در زندگیش جلوه گر می گردید. همواره روش، رفتار، کردار و گفتار پدرش مرحوم آنجدانی و همسرش خلبان محبی در مقابل دیدگانش مجسم بود و از وارستگی، آزادمنشی و درستی آنان حکایاتی بر زبان داشت.3

سرگرد رضا محبی در سال 1346 ش هنگام پروازی کوتاه با یک بال گرد، دچار سانحه ی هوایی گردید و کشته شد. از آن جا که منزل این خلبان محلی برای جلسات شخصیت های انقلابی بود و خودش نیز با نیروهای مبارز ارتباط داشت، سقوط بال گردش نمی توانست حادثه و اتفاقی بر اثر نقص فنی باشد. برخی از آشنایان و رابطین وی خاطر نشان ساخته اند عوامل امنیتی به رفتارهای وی حساس گردیده، وجودش را برای هوانیروز خطرناک تلقی می کردند. به علاوه برخی چاپلوسان و بله قربان گویان های آن نهاد که از راه زبانِ تملق گویِ خویش پیش می رفتند و همت مضاعف این جوان را برنمی تابیدند، حرکات رشک آلودی را علیه وی ترتیب دادند و گویا هلیکوپتری را که بنا بود با آن پروازی داشته باشد، دست کاری کردند که این توطئه منجر به سقوط هلیکوپتر و کشته شدن وی گردید.4

*از لندن تا خرمشهر

محصول این پیوند پاک یک دختر و دو پسر بود. از آن جا که بعد از فوت رضا محبی این خانواده از طرف رژیم پهلوی تحت فشارهای سیاسی قرار داشتند و گاه گداری آرامش و امنیت اهل خانه در معرض تهدید قرار می گرفت، درصدد برآمدند ایران را به قصد اقامت در لندن ترک کنند. سعید که موقع از دست دادن پدر، شش ساله بود روحیه ای حساس داشت و چون درباره ی پدرش مطالبی شنیده بود و تصور می کرد او، مادرش و برادر و خواهرش آرامش نخواهند داشت، نگران به نظر می رسید و اصرار می کرد او را نزد پسر خاله اش در لندن ببرند. سرانجام خواسته ی وی درسال 1352 ش عملی گردید و خانم محبی روانه ی اروپا گردید. در آغاز می خواست بعد از سپردن سعید به دست خواهر زاده اش به تهران بازگردد ولی ماجرایی باعث شد در آن جا سکونت کنند. در آن ایام مرحوم «رضا روزبه»، مدیر و مؤسس مدرسه ی علوی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستانی در لندن بستری بود و سعید که آن موقع دوازده ساله بود همراه پسر خاله اش، چندین بار به عیادت این مربی مخلص و فداکار رفته بود. مرحوم روزبه در همین دیدارها و ملاقات های کوتاه متوجه شد سعید نوجوان استعداد شگفت و هوشی فوق العاده ای دارد و از این روی به خانواده اش توصیه کرد مراقب او باشند و در شکوفایی استعداد عجیبش بکوشند. این تذکر سبب شد خانم محبی تصمیم به اقامت در انگلستان بگیرد. در آن جا هم خانه ی ایشان محل برگزاری جلسات نیروهای انقلابی بود. این فعالیت ها از نظر سفارت ایران در لندن و دولت بریتانیا دور نبود، به همین دلیل خانواده ی مرحوم محبی در سال 1358 و تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اخطار های مکرر دولت انگلیس، ناگزیر به ترک انگلستان گردید5 اما سعید و برادر بزرگ ترش در آن جا ماندند. بعد از تهاجم نظامی عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی، سعید که در لندن مشغول تحصیل بود، درس خود را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت و با علاقه ای درونی و اشتیاقی وصف ناپذیر عازم مناطق عملیاتی گردید تا در خط مقدم جبهه ها همدوش و همگام با دیگر رزمندگان، حماسه آفرینی کند و در مقابل متجاوزین بعثی، از ارزش های انقلاب اسلامی صیانت کند. سرانجام سعید بعد از رزمی بی امان، در سال 1361 ش در خرمشهر به شهادت رسید. خانم محبی بعد از شهادت فرزندش به یاری رزمندگان شتافت و در حد توان در پشت جبهه ، به کمک سلحشوران پرداخت.6 او در سال های اول دفاع مقدس کاروان کمک ها و هدایای مردمی را شخصا به نواحی عملیاتی و جبهه های جنگ می برد. در سنگرها در کنار حماسه آفرینان نستوه می نشست و عواطف و سپاس میلیون ها ایرانی را به آن اسوه های ایثار تقدیم می کرد. خانه اش محفل امنی بود برای جوانانی که از شهرهای جنگ زده به تهران آمده و مدتی میهمان پایتخت نشینان بودند.7 چند سال بعد، موقعی که فهیمه محبی قدم به شصت سالگی نهاده بود، بر اثر سانحه ی تصادفی که در تهران برایش رخ داد، مصدوم و مجروح گردید و به مدت سه سال خانه نشین شد. زنی که مدام در حال فعالیت و خدمت به دیگران بود، لحظه ای بیکاری برایش سم مهلکی به حساب می آمد و از این بی تحرکی و از کارافتادگی بسیار منزجر و متنفر بود و چنین وضعی به شدت روح و روانش را افسرده ساخت.8

*اهتمامی با اهمیت

بانوی خودآموخته و خویش ساخته با وجود گام گذاشتن به سال خوردگی و برخی مشکلات مصائبی که با آن مواجه بود، به هیچ عنوان مایل نبود در گوشه ی عزلت بنشیند و محتاج دیگران باشد و یا برخی از اطرافیان براساس حس ترحم از وی مراقبت کنند، پس تمام توان خود را برای تلاش جدید، بسیج کرد. او گرچه مدرک تحصیلی بالایی نداشت اما به دلیل اخلاص و ایمان و انگیزه ای صادقانه، از درکی درست برخوردار بود و راه خوب اما سخت و توأم با مشقت را پیش گرفت و در واقع وارد عرصه ای گردید که کمتر کسی به موفقیت اراده ی پولادینش امیدوار بود. در اولین قدم با فروش یک طبقه از منزل مسکونی خود بنیاد خیریه ای به نام «شط» تأسیس کرد و تصمیم گرفت در قالب این مؤسسه ی نوپا به یاد شهید عزیزش سعید، به دانش جویانی که از نظر مالی وضع مناسبی نداشتند کمک کند تا به دور از دغدغه های اقتصادی و در آرامش کامل به تحصیلات خود ادامه دهند.9

در همین ایام از دکتر «سجادی» شنید دائره المعارف تشیع در شُرف تعطیلی است او صرفا موفق به انتشار جلد اول و دوم این دانش نامه ی اختصاصی شیعه شده است. یادآور می شود مرحوم «سیدابوالفضل تولیت» فرزند «حاج سیدمحمد باقری» که هر دو متولیان آستانه ی مقدسه ی حضرت فاطمه ی معصومه(س) بودند، پیوسته در این فکر بود تا از ثروت موروثی خود در راه اعتلای اسلام و پیش رفت معتقدات و افکار مقدس امامیه قدمی بلند بردارد و نقش مؤثر ایفا نماید. او پس از ابراز مخالفت علنی با رژیم فاسد پهلوی و تحمل سه بار زندان و ناملایمات و شدائد بسیار، در عقیده ی خود راسخ تر و استوارتر گردید. لذا پس از مشورت های لازم، تمامی اموال خود را برای اجرای هدف های خیرخواهانه ی خویش اختصاص داد. بنیاد اسلامی «طاهر»، مؤسسه ای وابسته به موقوفات وی بود. هیأت امنای این بنیاد برای رسیدن به اهداف مرحوم سیدابوالفضل تولیت پیشنهاد تهیه و تدوین دائره المعارف جامعی را برای مذهب شیعه مورد بررسی قرار داده بودند، به ویژه در این زمان که انقلاب اسلامی ایران، جهان را متوجه ایران یعنی مرکز تشیع نموده، مصلحت را در آن دیدند که از استاد فرهیخته، دکتر «مهدی محقق» (استاد دانشگاه تهران) دعوت به عمل آورند که برنامه ریزی اولیه ی دائره المعارف و نظارت بر تدوین مقالات آن را که به قلم علما و متخصصان هر علم و فنی نوشته می شود، به عهده گیرند و با همکاری صاحب نظران، تدوین این اثر آغاز شد. بعد از استعفای دکتر محقق در سال 1362 ش سرپرستی و تدوین مقالات و ویراستاری آن به آقایان «سیداحمد صدر»، «حاج سید جوادی»، «کامران فانی» و «بهاءالدین خرمشاهی» محول گردید.10 به دلایلی که ذکر آن ها در این نوشتار طولانی خواهد گردید تمام موقوفات مرحوم سیدابوالفضل تولیت به دانشگاه امام صادق(ع) انتقال یافت و چون دائره المعارف تشیع از نظر مالی و امکانات اقتصادی وابسته به چنین موقوفاتی بود، برای انتشار جلد سوم دچار مشکل شد و نزدیک بود چنین تلاش ارزش مندی متوقف گردد.11 خانم محبی با فروش خانه ی مسکونی خود هزینه ی جلد سوم دائره المعارف را تقبل کرد و حدود دو سال طول کشید تا این جلد به زیور طبع آراسته گردید. در آن زمان افراد زیادی با فروش خانه ای که از همسر ایشان به ارث مانده بود مخالف بودند ولی مرحوم محبی پاسخ آنان را این گونه داد: «چرا باید به خاطر از دست دادن خانه ای موقتی در این دنیای فانی ناراحت باشم! این منزل مسکونی در برابر مکان ابدی که با عشق به حضرت علی(ع) و فرزندانش به دست می آید چه ارزشی دارد؟!»12 از آن جا که دیگر کسی نبود تا مدیریت چنین مجموعه ای را برعهده گیرد، خانم محبی پی گیری فراهم آوردن مقالات و طبع و نشر آن ها را عهده دار شد و در سنینی که دیگر باید روزگار فراغت و استراحت او باشد، تازه کاری سنگین را آغاز کرد. او برای ماندگاری دائره المعارف تشیع از امکانات منقول و غیر منقول خود سرمایه گذاری کرد، به نحوی که خانه ای برای اقامت نداشت و به خانه ی دختر یا احیانا خانه ی خاله اش می رفت.13 ایشان در کنار این فعالیت، مجوز نشر سعید محبی را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد. خودش می گوید در ابتدا که مشغول به کار دائره المعارف شدیم و جلد سومش را چاپ کردیم، نمی دانستم که باید برای طبع آن، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرم. وقتی برای گرفتن سهمیه ی کاغذ جهت جلد چهارم به این نهاد مراجعه کردم، گفتند چرا جلد قبلی را بدون اجازه ی نشر، منتشر کرده اید؟ برای رفع این مشکل نشر شهید سعید محبی شکل گرفت که غیر از چاپ دائره المعارف تشیع، مقالات بسیار بلند این دانش نامه و نیز شرح حال چهارده معصوم(ع) به صورت کتاب هایی مستقل انتشار یافت. چند کتاب هم برای حمایت از مؤلفان چاپ شده است14

بقیه در ادامه مطلب

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

شهید مصطفی بهرامی

تاریخ تولد: 1349 روستای انجدان

تاریخ  شهادت :1364/9/1

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02453.JPG

شهیدمصطفی بهرامی درشهریورماه سال 1349درخانواده ای نجیب متدین زحمتکش وکشاورزدیده به جهان گشود.دوران کودکی رادرآغوش گرم خانواده باپدر و مادری مهربان ودلسوزسپری نمود ودرمحیط مذهبی ، معنوی انجدان بامسائل دینی آشناگردید وهمراه باخانواده درمجالس ومحافل دینی نمازجماعت وعزاداری سالارشهیدان شرکت فعال داشت.دوران تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را بااستعدادوعلاقه ی بسیارباموفقیت به پایان رسانید.

وی درضمن تحصیل درکارهای کشاورزی کمک کار وغمخوارخانواده ودیگران بود شهید دوستدارعدالت ومخالف ظلم وبیدادگری بود.شهیدمصطفی با وجودکمی سن ، جوانی شجاع سخت کوش مقاوم مومن مهربان خوش برخورد ودارای اخلاق نیکو واسلامی بودوهرگزسخن لغو و بیهوده ازاوشنیده نشد.باشروع جنگ تحمیلی شهیدمصطفی پیوسته و بی صبرانه برای رفتن به جبهه لحظه شماری وبی قراری می نمودتاسرانجام درسن 15سالگی درتیرماه 1364ندای حسین زمان خمینی کبیر (ره)را لبیک گفته وراهی یگانهای آموزشی سپاه پاسداران شد .وآموزشهای نظامی رافراگرفت وبه جبهه اعزام شد.

شهیدمصطفی درجبهه ها دلاوری وشجاعت وفداکاری بسیارنمودوپس ازچندماه حضورفعال درمنطقه درمورخه1364/9/1 به آرزویش که اخذ مدال پرافتخارشهادت بود رسید ودرجوارحق آرمید وبه خیل شهیدان گلگون کفن ایران پیوست.

روحش شاد ویادش گرامی

منبع : کتاب عاشقان وصال (یادواره شهدای انجدان )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز

سر حسین مظلوم از تن جداست امروز

روز عزاست امروز ماتم سراست امروز

غوغای روز محشر رکربلاست امروز

امروزُ صر صر کین آمد به گلشن دین

گلهای آل یاسین اندر سماست امروز

امروزُ سرفرازان جان میکنند قربان

سرهای سرفرازان بر نیزه هاست امروز

امروزُ دست عباس ازتن جدا نمایند

پشت شه شهیدان خم از جفاست امروز

امروزُ اکبر زار از زین شود نگون سار

صد پاره پاره جسمش از تیغه هاست امروز

امروزُ مهر خاور تشتی شود پرازخون

شور قیامت ای وای اندر سماست امروز

شعر از مقبل کاشانی

به یاد شادروان مهندس محمد حسین غفاری انجدانی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

عزا عزاست امروز روز عزاست امروز * سرحسین مظلوم بر نیزه هاست امروز

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02106.JPG

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02093.JPG

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02055.JPG

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02075.JPG

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC02000.JPG

روز عاشورا 92 انجدان

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC01966.JPG

شب عاشورا حسینیه دیلم آباد انجدان

http://anjedan.persiangig.com/image/DSC01953.jpg

شب عاشورا حسینیه محله پائین انجدان

عصر تاسوعا حسینیه دیلم آباد

جغجغه زنی روز تاسوعا

علم گردانی روز سوم محرم انجدان


+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

قرائت قرآن توسط قاری نوجوان سجاد محمدی

سخنرانی جناب سید داود الحسنی انجدانی

شعر خوانی حاج محبعلی محبی انجدانی

مولودی خوانی حاج سید جواد رفیعی انجدانی


مولودی خوانی کربلائی عبد ا... جعفری

مولودی خوانی محمد رضا رجائی

مولودی خوانی کربلائی مهدی یحیایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

dsc004614.jpg

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

شمس مشرقین آمد نور نییرین آمد درعزای مظلومان

مادرحسین آمد

چون سرپسرر ادید دختر رسول الله

نعره ی کشیدوگفت*لااله الاالله

 ای حسین مظلومم  ای شهید محرومم  ای غریب مغمومم* لااله الاالله

برگزیده ی مادر نوردیده ی مادر   سربریده ی مادر*لااله الاالله

ای غریب سرگردان*مصطفی شده گریان*مرتضی شده نالان* لااله الاالله

خواهرغمینت کو*زین العابدینت کو*نعش نازنینت کو*لااله الاالله

ای شهیدباتمکین*تن شده بخون رنگین*خاک کربلا بالین*لااله الاالله

پیکرت بخون غلطان*عرش کبریالرزان* خواهرت شده گریان* لااله الاالله

کشتییت شده طوفان*عالمی شده نالان* می شوم ترا قربان*لااله الاالله

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 

 

جغجغه زنی روز تاسوعا انجدان

 

عصر تاسوعا حسینیه دیلم آباد انجدان

 

 

 

تعزیه شهادت امام حسین (ع) حسینیه دیلم آباد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد ذکریائی انجدانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام خدا
روستای انجدان در مدار جغرافیایی ۵۰ درجه و 2دقیقه و 38 ثانیه شرقی و ۳۳ درجه و ۵7 دقیقه و 42 ثانیه شمالی در 64 کيلومتري شمال خمين‌، 37 کيلومتري شرق اراک و با همين فاصله از غرب محلات قرار گرفته است‌ . انجدان‌ از روستاهاي دهستان مشک‌آباد بخش مرکزي شهرستان اراک ،مرکز استان مرکزي ايران است‌.
اين روستا در منطقه‌اي کوهستانى قرار دارد که کوه چشمه و کوه برف شاه در اطراف آن است و غارهاي کوچک و بزرگ فراوانى در نزديکى آن وجود دارد ارتفاع انجدان از سطح دريا دو هزار متر است‌ .
انجدان معرب واژة انگدان‌، و نام گياهى است که مادة انگرود يا آنغوزه‌ را از آن مى‌گيرند اين گياه در اطراف روستاي انجدان به فراوانى مى‌رويد و بدين سبب اين روستا را بدين نام خوانده‌اند .
شغل عمدة مردم کشاورزي و دامداري است‌ محصولات آن گردو، گندم‌، جو، يونجه و انگور است‌ .
مذهب ساکنان انجدان شيعة اثنا عشري است‌ .
بر اساس مستندات تاریخی ، بویژه سنگ نوشته ها و سنگها ی قبور موجود ،قدمت این روستا به قبل از اسلام بر میگردد. این روستاازقدیم الایام زادگاه ومهد پرورش عالمان واندیشمندان زیادی بوده است. اهالی این روستادر دوران 8 سال دفاع مقدس با اهداء بیش از40شهید گلگون کفن به نظام مقدس جمهوری اسلامی برگ زرین دیگری ازتاریخ پرافتخار خود را رقم زدند.

پیوندهای روزانه
پايگاه اطلاع رساني مهندس عباس رجائي نماينده مردم شريف اراك درمجلس شوراي اسلامي
بنیادشهدای رجائی اراک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1393
بهمن 1392
دی 1392
تیر 1392
فروردین 1392
دی 1391
آذر 1391
تیر 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
چهره های نامدار و ماندگار انجدان
عاشقان وصال (شهدای انجدان)
تاریخچه روستای انجدان
همراه بانویسندگان انجدانی
آداب و رسوم
نوحه های قدیمی
اخبار انجدان
اخبارورزشی
پیوندها
فتوبلاگ انجدان
وبلاگ روستاهای ایران
امامزاده محمد عابد(ع)اراك
پايگاه اطلاع رساني مهندس عباس رجائي نماينده مردم شريف اراك درمجلس شوراي اسلامي
آستان مقدس امامزاده محمدابن هلال علي(ع)
داداش5555خادم امامزاده محمدعابد(ع)
مردم شناسي
روستاي زيباي آهو
امامزاده هارون وهاشم روستاي ليلستان
شركت سهامي فرش ايران
موسسه خيريه سالمندان استان مركزي
روستای سورانه
دکترعلی رجائی عضوشورای اسلامی شهراراک
عكسهاي روستاي زيباي انجدان
شاه خراسان
هيئت الزهرا علي آبادبابلسر
سلام مارابرسان
آهودشت غزال
گالري عكس مسلمانان
هيئت محبين ام الائمه فاطمه الزهرا اراك
ايلام سرزمين ناشناخته ها
بانوي بي نشان حضرت فاطمه (س)
حداده روستاي مهر
تكنولو‍‍ژي واطلاعات عمومي
گل نرگس فداي رنگ وبويت
شركت خدمات مشاوره اي و گردشگري آفتاب ساحلي هيركانيا
موسسه خيريه سالمندان استان مركزي
جاذبه هاي گردشگري ايران
روستاي حك سفلي
كهف الشهداصياددلها
عكسام
سرآبادان
شازند
مهرآسمانی
سایت تبلیغاتی اراک
سایت آموزشی ترویجی مدیریت ترویج ونظام بهره برداری استان مرکزی
روستای هفتهر
روستای زیبای مارین بهشت گمشده
آگهی رایگان و تبلیغ مجانی
اینجا چراغی روشن است
آستان مقدس امامزاده صالح (ع) تجریش
روستای سامان(ساوه)
روستای راهجرد
ده ودهیاری
اُردکلو دیاری از دوران باستان
روستای رباط ترک
ایرانی اصیل
دوسيران دوست ايران
موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان "محک"
بیرجند شهر فرهنگ
دفتر آیت اله العظمی مکارم شیرازی (ره)
بزرگان تشیع دراراک
تبیان لارستان
وب سایت ختم قرآن مجید
هفته نامه آفتاب مرکزی
اولین مسجد نت ایران -مسجدحاج آقاصابراراک
مصلی بیت المقدس اراک
مظلومانه
یا حبیب الباکین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

پــایگاه اینترنتی مسجد حاج تقی خان اراک