![]() |
![]() |
|
| یک تکه ازبهشت جامانده برزمین ........بانام انجدان باخلق نازنین |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
شمس مشرقین آمد نور نییرین آمد درعزای مظلومان مادرحسین آمد چون سرپسرر ادید دختر رسول الله نعره ی کشیدوگفت*لااله الاالله ای حسین مظلومم ای شهید محرومم ای غریب مغمومم* لااله الاالله برگزیده ی مادر نوردیده ی مادر سربریده ی مادر*لااله الاالله ای غریب سرگردان*مصطفی شده گریان*مرتضی شده نالان* لااله الاالله خواهرغمینت کو*زین العابدینت کو*نعش نازنینت کو*لااله الاالله ای شهیدباتمکین*تن شده بخون رنگین*خاک کربلا بالین*لااله الاالله پیکرت بخون غلطان*عرش کبریالرزان* خواهرت شده گریان* لااله الاالله کشتییت شده طوفان*عالمی شده نالان* می شوم ترا قربان*لااله الاالله |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
مراسم علم گردانی محله پائین انجدان
مراسم علم گردانی محله بالا انجدان |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
خجسته میلاد مسعود حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا (س)مبارک باد
مادر من چه گویم ز قصه مادر از دل پر زغصه مادر دل مادر بود چو آیینه پر زمهراست وخالی ازکینه نام مادر کنار نام خداست هردوباهم عجین بودنه جدا عظمت بین که خالق اکبر این همه ارج نهاده برمادر گفته است از لسان پیغمبر جنت است زیر پای هر مادر طالبی گر بهشت از داور بوسه زن دست و پا تو از مادر آن زمانی که بچه می بودی نو شکفته چو غنچه می بودی تو به خواب عزیزو او بیدار مادر از شب نخوابیش بیمار شیره جان او مکیدی تو تک تک قلب او شنیدی تو تک تک قلب اوسروش توبود لایی لایی برای گوش تو بود گفت مادر بنوش از جانم روشن از شمع توشبستانم ای گل خوب روی زیبایم ای امید وعصای فردایم دل به امیدوعشق تو بستم تا به پیری بگیری دستم هر زمان که خنده میکردی مادر از ذوق گریه می کردی رشد تو هرچه بیشتر می شد قد مادر خمیده تر می شد سر و زلفت همین که گشت پدید موی مادر به عکس گشت سپید شادگشتی چوکرد دامادت زحماتش برفت از یادت خط عوض شدبه سوی دل سردی این نشد شیوه ی جوانمردی هرچه مادربیامدی پیشت راندیش هم زطعنه و نیشت رنج ها برد تا بزرگ شدی بره بودی چرا تو گرگ شدی زحماتی که صرف تو می کرد حال مادر چه شد دلی پردرد ناسپاسی نمود دلگیرش کرد درعاقبت زمین گیرش تک وتنها نه مونسی و نه کسی همه کس دارد و ولی بی کس ناتوانی نمود دلگیرش کرد درعاقبت زمین گیرش تلخ حرفی و پیری از یک سو غم درد و اسیری از یک سو یک شب این خانه یک شب آن خانه به تصدق بدادنش دانه عاقبت خسته گشتن از مادر خواهران و برادران یک سر رأی دادن جمله ی فرزندان که برندش به کوی سالمندان چون که از خانه اش برون کردند دل مادر زغصه خون کردند گفت با دختر و پسرهایش این سخن از خلاصه غم هایش من شدم باعث ملال شما مادرم شیر من حلال شما ای جگر گوشه های دلبندم گوش دارید لحظه ای پندم گرشود ترک آشیان نکنم من که یک عمرجاودان نکنم پس از این خانه ام برون نکنید پیش از این درد من فزون نکنید خاطراتی ازاین مکان دارم درد دل ها که در نهان دارم شب جشن و سرورم این جا بود هم شباب و غرورم این جا بود دوست دارم کنید مسرورم از همین جا برید تا گورم گوش به حرف او نداد کسی نالها کرد ولی نه دادرسی بردنش از محله پنهانی در همان سازمانی که میدانی رفت و چشمش به پشت سر بودی ذکر او دخترم پسر بودی اشکهایش چوگوهر غلطان قطره قطره چکید بر دامان گفت یا رب رسان تو مرگ مرا بنگر اشک و آه سرد مرا رفت و اسکان گرفت چند صباح قوت او اشک چشم و ناله و آه ناله ها کرد تا شدی خاموش می ندانم که مرد یا بیهوش روزی آمد خبر ز نامه رسان خبر از سازمان سالمندان آنکه یک عمر رنج ها بکشید مرغ روح وی از قفس پرید آخرین جمله ای که گفت این بود بد گلایه نه این که نفرین بود کاش بودی کنار بستر من پسرانم خصوص دختر من همه را همچو جان به برگیرم تا که از حالشان خبر گیرم با وجودی که داشتم همه کس در غریبی بمردمی بی کس گرچه شعرت(کرم)حقیقت بود لیک بر جاهلان ندارد سود ***************************** شاعر شادروان حاج حسین کرمی انجدانی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
مرمت بقعه شاه غریب انجدان توسط سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان مرکزی آغاز شد عباس شاه غریب میرزا فرزند عبدالسلام انجدانی از سال(( 899هجری ق تا سال 902 هجری ق ))ریاست فرقه اسماعیلیه را داشته و مریدان از هندوستان برای دیدار شاه غریب به انجدان می آمدند و در آنجا به خدمت رئیس دینی خود رسیده با فریادهای شادیانه امام خود را طلب مینمودند.دراین هنگام شاه غریب از محل اقامت سر بیرون کشیده و خود را نشان می داد.مردم بهنگام دیدن چهره مولی خود خوشحالی میکردند و مبارکباد به یکدیگر می گفتند. منبع :کتاب نامداران اراک
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمد ذکریائی انجدانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا
روستای انجدان در مدار جغرافیایی ۵۰ درجه و 2دقیقه و 38 ثانیه شرقی و ۳۳ درجه و ۵7 دقیقه و 42 ثانیه شمالی در 64 کيلومتري شمال خمين، 37 کيلومتري شرق اراک و با همين فاصله از غرب محلات قرار گرفته است . انجدان از روستاهاي دهستان مشکآباد بخش مرکزي شهرستان اراک ،مرکز استان مرکزي ايران است. اين روستا در منطقهاي کوهستانى قرار دارد که کوه چشمه و کوه برف شاه در اطراف آن است و غارهاي کوچک و بزرگ فراوانى در نزديکى آن وجود دارد ارتفاع انجدان از سطح دريا دو هزار متر است . انجدان معرب واژة انگدان، و نام گياهى است که مادة انگرود يا آنغوزه را از آن مىگيرند اين گياه در اطراف روستاي انجدان به فراوانى مىرويد و بدين سبب اين روستا را بدين نام خواندهاند . شغل عمدة مردم کشاورزي و دامداري است محصولات آن گردو، گندم، جو، يونجه و انگور است . مذهب ساکنان انجدان شيعة اثنا عشري است . بر اساس مستندات تاریخی ، بویژه سنگ نوشته ها و سنگها ی قبور موجود ،قدمت این روستا به قبل از اسلام بر میگردد. این روستاازقدیم الایام زادگاه ومهد پرورش عالمان واندیشمندان زیادی بوده است. اهالی این روستادر دوران 8 سال دفاع مقدس با اهداء بیش از40شهید گلگون کفن به نظام مقدس جمهوری اسلامی برگ زرین دیگری ازتاریخ پرافتخار خود را رقم زدند. |
| آرشیو موضوعی |
|
آشنایی بافرزانگان انجدان تاریخچه روستای انجدان همراه بانویسندگان انجدانی آداب و رسوم نوحه های قدیمی شهدای انجدان اخبار انجدان اخبارورزشی |
|
RSS
|